سازمان بینالمللی کار در سال 2019، صدمین سالگرد تاسیس خود را جشن خواهد گرفت و به همین خاطر، مي توان حدس زد الگوها و برنامههای ویژهای از سوی سازمان بینالمللی کار نيز در حال انجام شدن است. معتقدم در اين قريب يك صد سال اين سازمان توانسته دستاوردهاي ارزشمندي داشته باشد اما هنوز براي دست يابي به يك شرايط مطلوب راه دراز و دشواري را پيش رو دارد. دشواري اين راه علاوه بر جنگهاي خانمانسوز كه بيش از هرجاي ديگر دنيا منطقه ما را در برگفته است ناشي از پديدههاي نگرانكننده توسعهنيافتگي، بيكاري، معضلات جدي مهاجرت كارگران، تغييرات در بافتهاي جمعيتي٬ تخريب محيط زيست و تغييرات آب و هوايي و اقليمي است.
هرچند و به درستي در اين دوران يكصدساله٬ تمركز زيادي صرفاً بر مسائل اقتصادي كارگران شده است؛ اما به اين اندازه، شاهد تمركز بر حقوق مدني- شهروندي كارگران نيستيم. هرموقع نداي دموكراسي و آزادي سياسي سر داده مي شود، به نام طبقه متوسط رقم مي خورد؛ گويي كارگران آزادي بيان نمي خواهند و اينها فقط مختص طبقه متوسط است. مگر بدون دستيابي به حقوق شهروندي امكان نيل به حقوق اقتصادي ممكن مي باشد؟ ايمني، ساعات كار، سهم بيمه، مرخصي ها، درجه برخورداري تامين اجتماعي، كم و كيف منابع غذايي هنگام كار، نوع قراردادهاي كاري و زمان بندي دريافت دستمزدها نيز بيش از پيش مهم و حياتي است. عقب نشيني دولتها در ارائه خدمات بهداشتي، آموزشي، مسائل محيط زيستي، مسائلي است كه به مراتب بيشتر از دستمزد بر كم و كيف زندگي كارگر تاثير مي گذارد؛ اما كمتر به آن پرداخته مي شودكه اين موضوع مي تواند در دستور كار يكصدمين جلسه سازمان بين المللي كار نيز قرار بگيرد.
به نظر مي رسد محوريت " زنان در محيط كار " در اين مقطع زماني بسيار مناسب و به موقع است. برابری جنسیتی یکی از مسائلی است که هنوز بهطور کامل جا نیفتاده و رعایت نمیشود. زنان نقش کمتری در سمتهای مدیریتی دارند، حقوق کمتری میگیرند و پیشرفت شغلی کمتری نسبت به مردان دارند.
بديهي است در عمق و بنيان اين اصل٬ موضوع عدالت اجتماعي مد نظر مي باشد كه برآيندي از عدالت جنسيتي است . عدالت جنسیتی جامع ترین و رساترین نوع عدالت در هرجامعه اي است که با فمینیست بودن، تشابه جنسیتی و تساوی جنسیتی متمایز است که همین امر سبب تمایز عدالت جنسیتی شده است.هدف از اين راهبرد جلوگيري از سو استفاده و استثمار بخشي از نيروي كار جوامع مي باشد. اطلاعات دقيق تري پيرامون وضعيت زنان در محيط كار وجود دارد، اما برآوردهايي وجود دارد که وضعيت محيط كار در اغلب جوامع مردانه تر، خشن تر و در نتيجه نامطلوب تر مي باشد. واقعيت اين است که دستآوردهاي جهان در عرصه کار شايسته براي زنان، به نسبت تلاشهاي صورت گرفته اندک بوده است. براي داشتن چشماندازي جديد، بايد دو سوي عرضه و تقاضاي کار را ارزيابي کرد. عمده کنوانسيونها بر رعايت حقوق کارگران تأکيد ميکنند، اما تا زماني که شرايط کار شايسته بسيار نامساعد است، اجرايي شدن کنوانسيونهاي مرتبط با زنان در محيط كار دشوار است.
هرچند رخدادهايي نظير بيثباتي سياسي، جنگ داخلي و فقر گسترده٬ محيط كار موجود را براي زنان نامناسب ساخته اما افزون بر اين موارد ، چالشهاي فرهنگي و اجتماعي و سنتي نيز تشديد كننده وضعيت نامناسب براي زنان مي باشد.
منكر سوء مديريتها٬ چالشهاي سياسي و موانع فرهنگي و اجتماعي كشورهاي در حال توسعه در خصوص وضعيت اسف بار زنان در محيط كار نيستيم اما کشورهاي توسعهيافته٬ با انواع سياستهاي خود٬ اقتصاد کشورهاي در حال توسعه را تحت فشار قرار ميدهند، از انتقال تکنولوژي ممانعت ميورزند، و حتي در مواردي نظير آنچه در مورد کشور من ايران رخ داده است، تحريمهاي شديد وضع ميکنند. نتيجه طبيعي اين عملکردها ضعف اقتصادي کشورهاي در حال توسعه و کاهش فرصتهاي شغلي است. بديهي است که در چنين وضعيتهايي امكان تصميم گيري و تصميم سازي براي ايجاد فضاي عادلانه در محيط كار دشوارتر مي شود.
دولت تدلبر اميد بويژه بر موضوع گسترش حمايت هاي اجتماعي تمرکز خاصي داشته، که از آن جمله مي توان به بيمه رايگان براي همه ي ايرانيان، طرح امنيت غذايي، مبارزه با فقر مطلق، مسکن ارزان براي اقشار محروم، ارتقا مراقبتهاي بهداشتي و درماني و ارائه حمايت هاي لازم و فوري به زنان سرپرست خانوار اشاره نمود. اما مايلم اعلام کنم که پيچيدگي مواجه شدن با اين مسأئل براي کشورهاي در حال توسعه به حدي است که نظامهاي دانش، دادهها و اطلاعات و راهکارهاي کشورها براي حل اين مسأله کاستيهاي بسيار دارد. بنابراين سازمان بينالمللي کار حداقل به همان اندازه که سعي در ايجاد چارچوبهاي حقوقي و نهادي دارد، بايد به خلق دانش و اطلاعات در اين زمينه نيز همت گمارد.
زنان به عنوان نیمی از جمعیت هرکشور نقش مهمی در پویایی و سلامت جوامع دارند؛ بنابراین حفظ و ارتقای سلامت آنان همواره باید مورد توجه باشد که در این میان توجه به سلامت محیط کاری آنان نیز بسیار ضروری است. اکنون شمار زیادی از زنان شاغل همگام با مردان دربخش ها وحوزه های مختلف مشغول به کار هستند و این مهم لزوم حفظ و ارتقای سطح سلامت شغلی آنان را از نقطه نظر کارفرمایان و مسئولان بهداشتی کشورها به یک نیاز و ضرورت اساسی تبدیل کرده است.
همواره باید به این موضوع مهم توجه داشت که اشتغال زنان در محیط خارج از خانه اغلب با انجام وظایف خانه داری در داخل منزل نیز همراه است و بنابراین می توان اذعان داشت که در صورت مشابهت شغلی خاص بین یک زن و مرد، به دلیل وظایف خانه داری و... فشار کاری و استرس های آن در زنان بیشتر از مردان رخ می دهد.
یکی دیگر از مشکلات زنان در محيط كار٬ حجم کاری است. هرچند اين موضوع به جنسیت افراد ارتباط چندان زیادی ندارد؛ اما بسیاری از فشارهای اجتماعی٬ زنان را مجبور میکنند که بین کار، خانواده و کارهای خانه تعادل برقرار کنند. دولتها ها باید برنامههایی ترتیب دهند که حمایت بیشتری از مادرهای شاغل داشته باشند و کاری نکنند که آنها مجبور شوند بین کار و زندگی، یک گزینه را انتخاب کنند.
از مهمترین دلایل پذیرش آزارها در محيط كار، نیاز مالی، عدم داشتن تخصص، حمایتهای خانوادگی کمتر، بیاطلاعی از قوانین و همچنین ترس از٬از دست دادن شغل است. زنان در حقیقت دچار تبعیض مضاعف ناشی از طبقه اقتصادیشان هم میشوند ، به عبارت دیگر، آنان هم رنج زن بودن و نگاه جنسیتی نسبت به خود را در محیطهای شغلی بر دوش میکشند و هم رنج داشتن شغلی که دارای کمترین حقوق، امکانات و تخصص است.
ایجاد امنیت برای اشتغال زنان از جمله وظایف اصلی و مهم دولتهاست که لازم است توجهات ویژهای به آن شود. در کنار آن آشنا کردن زنان به طور کلی و زنان شاغل و کارگر به طور اخص با حقوق خود در رابطه با آزارهای جنسی مردان از جمله دیگر نیازهایی است که احتیاج به فرهنگسازی گسترده دارد.
به رغم همه موانع و دشواريها٬ از آنجا که شمار زنان شاغل در حال افزایش است؛ باید اقداماتی برای رفع این مشکلات و حتی زنانه کردن محیط های كار صورت گیرد. آنچه که بانوان را در محیط کاری خسته می کند، کار نیست، بلکه بی عدالتی، عدم رضایت و ناخشنودی از محیط کار است. محیط کار باید محیطی هدایت کننده برای بانوان باشد، نه تهدیدکننده؛در شرایط حاضر بانوان باید هم شاغل باشند تا چرخه اقتصادی بچرخد و هم اینکه صاحب فرزند شوند تا مشکلات جمعیتی حل شود که این نیز بر مشکلات بانوان در محیط کار می افزاید. اشتغال بانوان به صورت اختیاری نیست و بسیاری از آنان به اجبار کار می کنند چرا که جامعه به خیلی از خدمات بانوان نیاز دارد.
تجارب و شواهد بیانگر این است كه در برخی محیطهای كاری تبعیض بین زن و مرد در نظام پرداخت، دسترسی به منابع و فرصتهای شغلی، تسهیلات رفاهی و پیشرفتهای شغلی، متفاوت است . همچنین ایفای نقش در سطوح تصمیمگیری، مدیریتی و ارزشیابی از جمله واقعیتهایی است كه نه تنها بر رضایت شغلی و سلامت روانی زنان در محیط كار اثرگذاشته بلكه منجر به بازتولید یا تداوم بسترهای نامناسب فرهنگی و قانونی، ساختاری و سازمانی برای ارتقاء سلامت زنان در محیطهای كاری میشود.
زنان سالم محور خانواده و نسل سالم هستند و زنان شاغل بخش مهمی از سرمایه انسانی و نیروی كار كشور محسوب میشوندبنابراین اتخاذ تدابیر مناسب جهت ارتقاء سلامت آنان باید محور برنامههای توسعه باشد.
متاسفانه، علي رغم پايبندي كامل جمهوري اسلامي به توافق هسته اي، خروج آقاي ترامپ از برجام و شبه بازگشت تحريم ها، رشد اقتصادی و صنعتی ایران را به منظورکاهش آن ، محدودسازي سرمایه گذاری های خارجی ، تضعیف پول ملي، چند برابر كردن نرخ تورم و كاهش تولید و صادرات نفت و گاز و به عبارتي بهتر وخيم تر سازي سطح معيشت كارگران، از بين بردن امنيت شغلي آنان و افزايش فقر و نابرابري مطلق را هدف قرار داده است. آقاي رئيس ! به گمان ما، تحریم ها چیزی کمتر از جنگ نظامی ندارند. تحریم ها طبقه متوسط در جامعه را از بین برده و بخش خصوصی را به حاشیه خواهد راند. با همه اين عوامل مخل خارجي، حفظ قدرت خريد كارگران در كنار افزايش نرخ دستمزد نسبت به نرخ تورم براي جلوگيري از ناكامي معيشتي كارگران در دستور كار دولت متبوع من قرار دارد.
تعیین حد اقل دستمزد از دیر باز در قوانین کشورهای مختلف و نیز در مقاوله نامه ها وتوصیه نامه های سازمان بين المللي كار آورده شده است. برای تعیین حداقل دستمزد اهداف مختلفی ازقبيل : حمایت و پشتیبانی از نیروی کار برای حفظ و ارتقای قدرت خرید و رفاه زندگی، تأمین امنیت شغلی، جلوگیری از استثمار نیروی کار، مبازه با فقر و ایجاد فضای آرام و دور از تنش از جمله مواردي است كه ما بر اساس اصل سه جانبه گرايي به دنبال تحقق آن مي باشيم.
سهجانبهگرایی از چشمه جوشان قانون اساسی، قانون كار و سایر قوانین شهروندی ما میجوشد. فارغ از ضوابط حقوقي، در فرهنگ ديني ما نيز سهجانبهگرایی یک اصل بنیادی و اعتقادی است و این مهم تجلی فراوانی در قرآن مجید دارد. اما معتقديم کمبود صاحبنظر در تشکلهای کارگری و کارفرمایی از دلايل مهم عدمتحقق واقعي سهجانبهگرايي است كه سازمان بين المللي كار بايد در اين خصوص دوره هاي آموزشي جامع و متناسب براي كشورها تدبير نمايد. معتقدم این کمبودها باعث شده تا شرکای اجتماعی دولت نتوانند در نهادهای تصمیمساز مشارکت فعال داشته باشند. دولتها برای قانونگذاری نیاز به مشارکت فعال صاحبنظران دارند. اگر به دنبال اثرگذاری بیشتر تشکلها هستیم، باید ساختار آنها را بازمعماری كنيم. سازمانهاي كارگري و كارفرمائي بايد در تصميم سازي ها و تصميم گيريهاي كلان نقش آفريني داشته باشند. اين سازمان بايد توصيه هاي جدتر نسبت به دولتها داشته باشند ما نیاز داریم که تشکلهای راهبردي داشته باشیم. باید نهادهای تصمیمساز، از وجود تشکلهای راهبردي بهره ببرند. وجود اين گونه تشکلها خطای دولت را کم و اثربخشی قوانین را بیشتر میکند. گفتگوها و مذاکرات دوجانبه مقدمه سازوکار سهجانبهگرایی بهعنوان یک اصل پذیرفته شده بین المللی میباشد، در این راستا تلاشهای انجام شده گرچه جای قدردانی دارد ولی چون عملاً نتوانسته آنطور که شایسته است مشکلات عمده کشور را حل کند، لذا ما خواستار حضور مؤثرتر این ساختار در عرصه تصمیم سازی و تصمیم گیری ملی میباشیم.
ساماندهی قراردادهای کارگری براي نمونه اصلاح تبصره۲ ماده ۷ قانون کار اصلیترین خواسته کارگران كشور من از دولت متبوع مي باشد. اين تبصره مي گويد كارفرمايان حق ندارند در كارهايي كه ماهيت دائمي دارند با كارگران خود قراردادهاي موقت ببندند. نظاممند کردن قراردادهای موقت یکی دیگر از خواستههای محوری ماست. هرچند در اين خصوص سامانهای را دولت راه اندازي نموده، و نظارت بر قراردادهای کار را تسهیل میکند. بديهي است اگر هر قراردادی در این سامانه ثبت شود گام بزرگی در جهت شفافسازی، نظارت و ساماندهی قراردادهای کار میان کارگران و کارفرمایان خواهد بودكه البته در اين خصوص ما راه سختي را در پيش رو داريم.
ضرورت اصلاح قراردادهای موقت کار"، "به رسمت شناختن حق آزادی فعالیتهای صنفی"، "پرداخت دستمزد عادلانه" و "ازبین بردن قراردادهای موقت" مطالبه جدي كارگران از دولتهاي متبوع خود مي باشد كه سازمان بين المللي كار در اين خصوص بايد تمهيدات سختگيرانه تري را تدبير نمايد.
ما در زمینه مطالبات تأمین اجتماعی بزرگترین طلبکار دولت هستیم. ما همینجا هشدار میدهیم که اگر مشکل صندوقهای بیمهای حل نشود بزرگترین چالش سال 1400 بحران تأمین اجتماعی و صندوقهای بیمهای خواهد بود.
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی چه از مبادی قانونی و چه از طریق قاچاق و همچنین شدیدترین نوع برخورد با قاچاقچیان سازمان یافته از جمله راههاي حمايت از كارگران است. قاچاق سازمان يافته واحدهای تولیدی را مجبور به تعدیل و اخراج کارگران و همچنین تعویق طولانیمدت حقوق آنان مي سازد..
اصلی ترین دغدغه کارگران امنیت شغلی و پس از آن حقوق و دستمزد است و از دولتها مي خواهيم بندها و تبصرههای تاثیرگذار قوانين در زندگی کارگران را با رعایت مصالح جامعه کارگری خود اصلاح کنند. در كشور متبوع من، قوانین خوبی وضع شده اما در اجرا با مشکل مواجه هستیم؛ قانون کار ما 203 ماده دارد ولی تاکنون بیش از چند ماده و تبصره آن اجرا نشده است در حالی که اگر تبصرهها و بندهایی که به معیشت و اشتغال، امنیت شغلی و حقوق و دستمزد کارگران اشاره دارد به طور جدی و واقعی اصلاح شود خيلي كمتر فقر و بیکاری در جامعه کارگری را شاهد خواهیم بود.
امنيت شغلي؛ شاید در شرایط کنونی دستمزد مهمترین خواسته کارگران مي باشد ولی معتقدم مهمتر از دستمزد، امنیت شغلی است تا کارگر بتواند حفظ شغل کند و نگران امرار معاش خود و خانوادهاش نباشد. رواج قراردادهای موقت و سفید امضا، امنیت شغلی کارگران را به مخاطره انداخته است. این امر موجب شده تا بسیاری از کارگران برای گذران زندگی و امرار معاش به مشاغل دیگر روی بیاورند.
آقاي رئيس! قراردادهاي موقت نبوغ و نوآوری و ابتکار فرد در کار را از بین میبرد. چراکه نخستین شرط برای کار خوب، داشتن آرامش ذهنی است.اگر بخواهیم تولید خوب داشته باشیم باید به کارگر به عنوان یکی از اجزای مهم تولید اهمیت ویژهای داد.
كار شايسته؛با وجود آنکه در طول برنامههای اول تا پنجم توسعه در كشور من سیاست اشتغال وجود نداشت ولی در برنامه ششم برای اولین بار علاوه بر اشتغال، سند ملی مبتنی بر کار شایسته هم تدوین شده است.
برنامه ششم توسعه ، دولت متبوع ما را مکلف کرد برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی مبتنی بر عدالت، نسبت به اعمال سیاستهای اشتغالزایی، مهارتافزایی، ارتقای دانش حرفهای و حمایت از مشاغل کوچک خانگی و دانشبنیان مبتنی بر سند ملی کار شایسته ، اقدام کند و در ماده ۱۲۰ برنامه ششم توسعه دولت موظف شده است تا پایان سال دوم اجرای قانون برنامه سند ملی کار شایسته را با رعایت قوانین و مقررات مربوطه تهیه و به تصویب برساند.
ما خواهان برنامه رفاهي منسجمي از دولتهاي متبوع خود هستيم، قانون كار به مرور و چراغ خاموش طوري تغيير كرده است كه اكنون به سختي مي توان نام قانون كار با ماهيت حمايتي روي آن گذاشت، بيشتر يك قانون متروك است. سياست گذاران مفاهيم قرارداد را وارد گفتمان حقوقي مي كنند، شرط فسخ را مطرح كرده تا مفهوم اخراج حذف شود. طرح مفهوم كار شايسته براي تقويت ماهيت حمايتي قانون كار در ميان موج ليبراليسم و خصوصي سازي هاي جهاني بود كه در ازاي اجراي آن قانون كار خاصيت خودش را از دست مي دهد. در اين چارچوب تاكيد اول بر حق هاي بنيادي است كه مهم ترين آن آزادي تشكل هاست. تشكل كارگري مستقلي كه حق مداخله و ورود به گفت وگوهاي سه جانبه را داشته باشد. جامعه كارگري بايد از قدرت چانه زني كافي برخوردار باشد. اگر نظام تامين اجتماعي حمايت موثري داشته باشد، بخش زيادي از اين حمايت را مي تواند بر عهده بگيرد .
کارگران تنها از طریق ارتقاء سطح آموزشهای مهارتی می توانند جایگاه اشتغال خود را در مشاغل شناور جهانی حفظ کنند. سازمان بين المللي كارباید ترتیبی اتخاذ نماید که گذشته از ارتقاءآموزشهای فنی به نمایندگان کارگری ، بستری نیز برای سیاستگذاری آموزشهای مهارتی در تمامی حوزه های تولیدی – خدماتی و کشاورزی در سطح جهان ایجاد کند.
مسئولیت مهم ILO و دولت ها و بطور کلی شرکاء اجتماعی این است که تحولات کار را ، در سطوح ملی منطقه ای و بین المللی طوری هدایت کنند تا تعادلی بر توزیع درآمد بوجود آید تا حمایت های اجتماعی همه جانبه گسترش یابد و بدیهی است با این روش ، عدالت اجتماعی گسترش خواهد یافت .
دولت بايد از دخالت در تشكلهاي كارگري و كارفرمايي اجتناب كند، در حالي كه دولت بايد فقط جنبه نظارت داشته باشد.يكي از خواستهاي ديرينه ما بازگشايي اين دفتر بوده چون اين دفتر در كشورهاي همسايه وجود دارد و قرابتهاي زباني ما ميتواند باعث ارتباط با آنها شود.
مسئوليت اجتماعي بنگاه هاي اقتصادي...ما را در سایت مسئوليت اجتماعي بنگاه هاي اقتصادي دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 135